X
تبلیغات
رایتل
2 little butterflies

2 little butterflies

you & me & God... makes 3

 

 

به یاد شلمچه...که نیمی از دلم هنوز آنجاست!

 

 عشق یعنی یه پلاک------- که زده بیرون از دل خاک
عشق یعنی یه شهید------- بالبای تشنه سینه چاک

عشق یعنی یه جوون------- یه جوون بی نام و نشون
عشق یعنی یه نماز ------- با وضو گرفتن توی خون
عشق یعنی یه پدر------- که شبا بیداره تا سحر
عشق یعنی یه خبر------- خبر یه مفقودالاثر
عشق یعنی یه پیام------- تا بقیه الله و قیام 

 

ادامه مطلب یه مقدار طولانیه اما...واقعا اگه حوصله داری بخون...جالبه!


عشق یعنی استخوان و یک پلاک سالها تنهای تنها زیرخاک
عشق یعنی استخوان بی پلاک سالها گمنام و تنها زیر خاک
عشق یعنی استخوان و استخوان سالهای سال تنها بهر « آن »
اسمع اسمع. . . افهم افهم. . .
افهم با تو هستم. اسمع: گوش کن بشنو. افهم: بفهم درک کن.
به که می گویی مگر کسی هست کسی که نیست
به چه می گویی مگر چیزی هست چیزی هم که نیست! اگر باشد
تکه استخوانی است استخوان پایی یا احتمالا جمجمه ای. . .
افهم. . . افهم. . .
مگر او میفهمد
اصلا چه باید گفت آن یا او باید ضمیر جاندار به کار برد یا غیر
جاندار
مگر جان دارد مگر مرده نیست
نه! دیگر اموات لااقل جنازه ای دارند شکلشان را میبینی.
اما کیست این
یاچیست این
اصلا ضمیر اشاره به دور صحیح است یا نزدیک
ما که یک متری اوییم پس نزدیک است باید گفت « این »
اما نه این که میگوییم « این » تمامش که این نیست. گوشتها و
پوستهایش تحلیل شده اند. . . پوسیده اند. . .
با گذشت زمان پوسیده اند. . . گذشت زمان. . . زمان گذشته. . .
ما هم در حال گذریم !!
یعنی اگر گذشت زمان شامل ما نمیشد شامل اینها هم
نمیشد !!نمیپوسیدند !!
نمیدانم نمیفهم. . .
افهم. . . افهم. . .
گوشت و پوست که ندارد فقط استخوان است اما باز همه اش که
نیست تکه استخوانی است فقط تکه استخوان !
بقیه اش کجا است
آنجا!
آنجا کجا است دور است
میگویند زمانی اسمش جبهه بوده منطقه جنگی. . .
جنگ چیست
بعضی ها بعضی وقتها چیزی میگویند آن هم فقط تکه ای. همیشه
نه! کامل نه! همه نه! فقط عده ای بعضی اوقات ناقص. . .
خب آنجا اگر آنجا است دیگر اینجا نیست. پس دور است. باید
گفت: آنجا میفهمی
نمیفهم !
افهم. . . افهم. . .
بالاخره چه شد این این است یا آن
اکثریت آنجا است
اکثریت را باید دریافت
پس شد: « آن »
خب این « آن » چیست
گفتم که تکه ای استخوان !
به استخوان میگوید افهم مگر با استخوان هم صحبت می کنند
بعضی ها بله !
چطوری
همسایه مون باغبونه اسمش « سیدعلیه » میگن چند ساعت وقت
گذاشته روی تابوت اینها نوشته التماس دعا التماس دعا. . .
افهم. . . افهم. . .
قبل از هر چیزی صورتش باید روبه قبله باشد هست
صورت ندارد سیرت دارد.
یعنی چه
افهم. . . افهم. . .
سرچه باید سرش جمجمه اش روبه قبله باشد.
جمجمه اش را به خدا عاریت داده سرش را هم در راه دوست داده.
دوست کیست مکاتبه ای یا مشابکه ای *
نمیدانم نمیفهم
افهم. . . افهم. . .
لااقل باید به پهلوی راست بخوابد.
نمیخوابد!!
استخوان پهلویش شکسته !!
اینکه راست و چپ !!!جناح...
ندارد یاقبول ندارد !!
شاید فراجناحی است !!
فراجناحی که شعار خوبی است !!
اما نه این واقعا راست و چپ ندارد. استخوان درهم است !!
حتما باید روبه قبله بخوابد وگرنه آقا نمیخواند.
خب نمیشود یک کاری بکنید.
سرکیسه استخوان درهم را روبه قبله بگیرید!
این مشکل هم حل شد مشکلات سریع حل میشوند! آقا بخوان !
دوباره: اسمع اسمع. . . افهم افهم. . .
خب یکی اسم میت را بگوید. اسم میت چیست
نمیدانیم !
اسمع اسمع. . .
شاید او نوحوان ۱۶ ساله است که وقتی توی جبهه مناجات
شعبانیه را شروع میکرد میخواند: واسمع دعایی اذاعوتک و اسمع
ندایی اذانادیتک. . .
این که معلوم نیست چند ساله است.
پس چی شد اسم میت چیه اصلا صاحب این جنازه کیه
گفتم که این نه آن !
بابا این یا آن یا هر که یا هر چه این کیسه صاحب نداره صاحب
جنازه کیه
صاحب عزا اسمش مهدیه « مهدی ! »
خب این آقا مهدی کجا است بگین آقا مهدی بیاد!
نیومده موقع تشییع بنده خدا هم همینو میگفتن. . .
چی رو
همین که « مهدی بیاد » ولی ما که نمیبینیم حتما نیومده دیگه !!
ای بابا مگه میشه نیاد صاحب عزا که باید بیاد!
میگن اومده ولی همون اول اومده موقع احتضار میت !!
شاید اومده ولی رفته پیش اکثریت جنازه تو جبهه !
بلاخره میگین اسم این چیه میخوام تلقین بخونم: افهم افهم. . .
یکی هست! بریم بگیم بیاد. همسایه مونه باغبونه همون که اسمش
« سیدعلیه » اون هم با اینها جبهه بوده ولی ازش بیخبریم !!
از کی بیخبرین
چندوقتی میشه! میگن چند تا از خارها که باگلها بودند دستشو
زخمی کردند!
شاید کاکتوس بوده یا شاید خارهای توی باغ نبودن
چرا! توی باغ بودن کاکتوس هم که دیده میشه همه مواظبن ولی
امان از خارهای کوچک و ریز به گلها هم چسبیدن !
* شبکه ای کامپیوتری اینترنتی
افهم. . . افهم. . .
بابا هر کسی یه اسم و رسمی داره.
این اسم نداره ولی رسمش مشخصه !
رسمش چیه
همین که می بینید استخوان در هم! گمنامی.! . .
اگه اسمشو نگین که تلقین درست نمیشه از ثوابش کم میشه !
مثل اینکه بنده خدا از همین ثواب هم محرومه !
معلمومه که محرومه! مگه نمی بینین نه برد یمانی داره نه کفن
متبرک که رویش دعا نوشته باشن نه چهل تا مومن شهادت دادن که
آدم خوبی بوده !
شاید اهل ثواب نبوده! خدا از سر تقصیراتش بگذره !
میگذره. اصلا دنیا محل گذره !!
خب شما فقط اسمشو بگین دیر شد.
میخواهید شما اسمشو بذارین همون مهدی !
نه بذارین هادی !
نه مهدی !
میگذره اصلا دنیا محل گذره !!
نه اول بذارین ببینم خودش هدایت شده بوده که اسمشو بذاریم
مهدی یا نه
نه اول ما گفتیم !
نه اول ما!. . .
نه دوم شما!. . .
بس کنین! بحث سیاسی سر خاک میت ممنوع! مگه نمی بینین دارن
استخوانهاشو دفن می کنن !
جنازه بعدی منتظره! همون آقا مهدی روبگین بیاد اسم این یا آن
رو به ما بگه !
عجله کنین! مهدی کجای عجله! عجله !
آقا این تکه مقوا مال تابوت این میته شاید اسمشو روش نوشته
باشن. . .
آره نوشته: شهید.
خب پس اسمش شد شهید فامیلش چیه
فامیلش گمنامه نوشته: « شهید گمنام »
بسیار خوب نصف ماجرا حل شد. حالا بگین پسر کیه باید بگم یا
شهید ابن کی
نمیدونیم !
عجب روزیه! جنازه عجیب! صاحب عزای عجیب! استخوان
عجیب !
آقا بگو: یا شهید ابن ابا شهید!
افهم افهم یا شهید ابن ابا شهید!
آقا نمی خواد بگی اون فهمیده !!
یعنی چه فهمیده من که هنوز چیزی نگفتم پس چی فهمیده
آخه یکی توی تشییع میگفت اون با فهمیده ها بوده پس حتما
خودش هم فهمیده است !
پس اسمش شد فهمیده
نه احتمالا فامیلش فهمیده بود!
پس اسمش چیه
موقع تشییع خیلی اسم حسین رو میبردن.
پس شد حسین فهمیده
نه. . . ما که نفهمیدیم !!
افهم. . . افهم. . .
یه مقدار خاک بیارین تربت باشه زیر سرش بذاریم که ثواب داره !
نمی خواد آقا استخوانهاش با خاک مخلوط شدن !
حیف! این ثواب هم بهش نیومد!
جماعت! اگه چهل تا مومن برای یه میت شهادت بدن که آدم خوبی
بوده خدا گناهاشو میبخشه. حالا همه شهادت بدین که بنده خدا آدم
خوبی بوده. . .
ما که نمی دونیم! ما که نمی شناسیمش !
افهم اعرف
شهادت نمی دیم! ما که شاهد نبودیم چه کار میکرده خودش شاهد
خودش باشه !
خودش شهیده. . . شاهد که نیست. . . !
برچی شهیده . . . برکی شهیده . . .
نفهمیدیم !
افهم. . . افهم. . .
چی شد بالاخره چهل نفر شهادت دادین
نه آقا! خودش شهادت رو گرفته ول نمی کنه! خودش شهادت داده !
خودش که مرده من هم دارم براش تلقین می خونم چطور شهادت
داده
افهم. . . افهم. . .
فقط همون صاحب عزا که میشناختش همون شهادت داده !
خب اون یکی پس کو سی و نه تای دیگه
خب کس دیگه ای نمی شناختش. . .
چرا زیاد می شناختنش حالا نمی شناسن !!
واسه این جنازه عجیب باید هم فقط همون صاحب عزای عجیب
شهادت بده.
میگن اون صاحب عزا چند نفر دیگه رو هم داشته با هم بودن.
خب چند نفرن اگه اونها هم شهادت بدن چند نفر میشن
چهارده تا!
چهارده تا نه باید چهل تا بشن کافی نیست. . .
کس دیگه ای شهادت نمیده. . .
کس دیگه ای شاهد نمیشه . . .
دیگه کسی شهید نمیشه. . .
کافی نیست. . .
کافی نیست. . .
از درون کیسه صدایی می آید. . .
یا محمد یا علی اکفیانی فانکما کافیان و انصرانی فانکما ناصران
یا مولانا یا صاحب الزمان


پنج‌شنبه 2 مهر‌ماه سال 1388 | 1 نظر
 
 

مطالب اخیر

وداع

عشق یعنی...

سکوت...

...

مولا جان...

در های به ظاهر بسته ی ما

بی بهانه و صادقانه می گویم...

تسلیت!

انتظار...

از اگر...

روزهای زیبا...من و تو و خدا

...یادمان می ماند!

چه کنم با این غم...

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است...

نزدیک تر از...(۱)

 

آرشیو مطالب

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

دی 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

 

لوگو

 

پیوند ها

فریده

شهاب مرادی :)

نیلوفرانه :)

فنچ

دنت

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

تعداد بازدیدکنندگان : 15218