X
تبلیغات
رایتل
2 little butterflies

2 little butterflies

you & me & God... makes 3

 

 

روزهای زیبا...من و تو و خدا

آرام آرام در جاده ی خاکی قدم می زنیم...جاده ی باریک و پر از خانه های قدیمی!خوشیم با هم! 

هرچند دیشب تا صبح می گریستم و خدا می داند بر تو چه می گذشت...اما هوای اینجا! 

با هم یک نفس عمیق می کشیم و در ذهنم می گویم چه عطر دل انگیزی دارد اینجا...و تو      می گویی "چه عطر دل انگیزی دارد اینجا "و لبخند می زنی...از آنها که دوست دارم...از آن لبخند ها که چهره ات را معصوم تر می کند!... 

در دل می گویم:همیشه بخند...حتی اگر من نباشم!تا حظ کند دنیا از لبخندت!تا ذوب شوند کوهها در بزرگی ات...تا همیشه بدانم،بعد از خداوند این تو هستی که همیشه لبخند می زنی! 

 


دوشنبه 28 دی‌ماه سال 1388 | 4 نظر
 

...یادمان می ماند!

 

یادمان می ماند که در عاشورا چه کردید...یادمان می ماند که همیشه زمان محکوم است به دیدن افراد دون ...یادمان می ماند که آتش زدید...یادمان می ماند که ناسزا گفتید... یادتان بماند که با دلمان چه کردید! 

ببندید چشمانتان را که همان بهتر نبینید...بگیرید گوش هایتان را که همان بهتر نشنوید...خودتان را به آن راه بزنید که همان بهتر که نفهمید...!  

که از پیروان قومی هستید که پیشه شان آتش زدن و هتک حرمت است و ناسزا! 

می گویید اهل کوفه نیستید!!!والله که هستید...والله که بوی همان نامردمان را می دهید.

خدا را سپاس گذارم بر این بلا که بر شما نازل شد...خدا را شکر که چشم و گوش و فهمتان را از شما گرفت بابت کفران نعمتتان...حال تا ابد در این جهالت و تاریکی بمانید...در این خسران... 

بگویید بر حقید،آتش بزنید،بکشید،فریاد سر دهید...ما هم به شما لبخند خواهیم زد...هم چون لبخندی که بر جهل کوفیان می زنیم!هیهات که اشکی که بر چهره ی خندانمان جاری می شود را نمی بینید...هیهات. 

 

پینوشت: در شعارشان می گویند"ما اهل کوفه نیستیم    پول بگیریم بایستیم"


چهارشنبه 9 دی‌ماه سال 1388 | 3 نظر
 

چه کنم با این غم...

چه کسی میگوید که گرانی اینجاست؟ دوره ارزانی ست... چه شرافت ارزان، تن عریان ارزان،و دروغ از همه چیز ارزان تر....! آبرو قیمت یک تکه ی نان... و چه تخفیف بزرگی خورده ست،قیمت هر انسان !!! 

 

کاش خود فروشی و وطن فروشی را تمام کنند...


چهارشنبه 9 دی‌ماه سال 1388 | 1 نظر
 
 

مطالب اخیر

وداع

عشق یعنی...

سکوت...

...

مولا جان...

در های به ظاهر بسته ی ما

بی بهانه و صادقانه می گویم...

تسلیت!

انتظار...

از اگر...

روزهای زیبا...من و تو و خدا

...یادمان می ماند!

چه کنم با این غم...

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است...

نزدیک تر از...(۱)

 

آرشیو مطالب

خرداد 1389

اردیبهشت 1389

فروردین 1389

اسفند 1388

بهمن 1388

دی 1388

آذر 1388

آبان 1388

مهر 1388

شهریور 1388

مرداد 1388

 

لوگو

 

پیوند ها

فریده

شهاب مرادی :)

نیلوفرانه :)

فنچ

دنت

 

امکانات جانبی

RSS 2.0

تعداد بازدیدکنندگان : 15218